جنبش ِواژه ی زیستـــ

جنبش ِواژه ی زیستـــ

یاران
شتاب کنید!
که زمین نه جای ماندن است

آخرین مطالب
  • ۰۵ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۱۲ :)

یکم ربیع الاول باشد و حرم
زیرِ سایه ی امام رضا جان ؛
دو تا سجاده پهن کنیم رو به خدا
و کلام اللهی که بشود برنامه ی زندگیمان
تو بگویی بله
من بگویم بله
و بشویم «ما» 💕
همـدم و مَحـرم و همسـ(فــ)ــر یکدیگر ... تا بهشت ان شاءالله


                                               کدام آغاز ، زیباتر از آغازِ ما ...؟


+مدت زیادیه که به میز کار بلاگ سر نزده بودم
امروز اومدم
با این تفاوت که یه ماهی میشه خدا لطف کرده
  متاهل و متعهد و متعلق شدیم :)
فاطمه سین
۲۰ آذر ۹۷ ، ۱۹:۴۷ ۱ نظر


مَن کانَ یَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ ...

هر کس به دیدار خدا امید دارد
به یقین زمانِ دیدار خدا آمدنی ست
5عنکبوت

 

امید وصل تو جانم به رقص می آرد
چو بادِ صبح
که در گردش آورد ریحان..🌿.



فاطمه سین
۲۰ آذر ۹۷ ، ۱۹:۳۰ ۰ نظر


همه امانتیم 

امانت رو سالم به صاحبش برگردونیم !


+ انا لله ...




فاطمه سین
۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۳۱ ۱ نظر

گاهی وقتا 

عذاب الهیِ جامعه ای 

میتونه به گمراهی بیشتر فرو رفتن اون جامعه باشه !

فاطمه سین
۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۲۰ ۰ نظر


وقتی به چهره ی تو نگاه می کرد 

غم و غصه هایش را از یاد می برد 


 بمان! 

مگر نمی دانی 

تازه آغاز غم های حیدر است؟

فاطمه سین
۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۰۱ ۰ نظر

خشم، 

چه نیکو جرعه ای است 

برای کسی که بر آن صبر کند !

چرا که پاداش بزرگ در برابر بلای بزرگ است 

و خداوند ، هر گروهی را که دوست بدارد 

مبتلایشان می کند .


امام صادق علیه السلام 

کافی/جلد۲/ص۱۰۹


یعنی 

حتی خشم هم می تواند هدیه ای باشد از جانب خدا 

اگر آن را فرو ببریم ! 


فاطمه سین
۲۱ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۱۷ ۰ نظر




آقا !

تو که خوب می دانی.

شاید اهلِ شعار باشم

اما اهلِ دروغ نیستم .

من می خواهم «تو» بشوم 

راست می گویم .


من اگر «تو» نشوم ، هدر می روم 

و اگر « تو» بشوم 

به آن چه برایش آفریده شده ام می رسم 

«تو» شدن مگر هدف آفرینش نیست؟


***


به دنیا آمدم.

آمدم؟

آمدم؟

نه! به دنیا آورد مرا

تا برسم به تو 

به تو

به تو...



و چقدر غیر تو

دربرابرم سبز شدند

که من به تو نرسم

به تو نرسم

به تو نرسم ...


***


من اهلِ ولایتِ تسلیمم .

بدون تسلیم 

زندگی ام نمی چرخد.

مرا که آفریدند 

یادم دادند

هر دو دست به روی سینه گذاشتن را

سر به زیر انداختن را

و از میان همهٔ واژه ها ، چشم گفتن را .


***


من اهل ولایت تسلیمم

و حالا آمده ام پیش تو .

این عقلم!

این احساسم!

اینها را بگیر

هر دو برای تو!






شاید از من بپرسی :

اگر تنها یک دعای مستجاب داشته باشی 

چه طلب می کنی از خدا؟

و من می گویم :

فدا شدن برایت

پیش چشمانت 

...


من می خواهم «تو» بشوم، راست می گویم 

 محسن عباسی ولدی

فاطمه سین
۱۶ بهمن ۹۶ ، ۰۳:۲۹ ۰ نظر


 گفتم میترسم گندبزنم ،

گفت اصلا من ازت می خوام گند بزنی ، ولی حرکت کن !

+اگه واقعا می خوای گند بزنی به نعمتِ فرصتِ حیات ، راکد باش.



+هنگامی که از چیزی می ترسی، خود را در آن بیفکن،

زیرا گاهی ترسیدن از چیزی، از خود آن سخت تر است.

 امام علی علیه السلام  

فاطمه سین
۰۵ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۱۲ ۱ نظر

نباید گرو موقعیت‏‌ها بود که اگر با فلانى باشم بهتر خواهم بود.

اگر با فلانى ازدواج کنم، به من رشد مى‏‌دهد و از این حرف‌‏ها...

 چون هیچ کسى نمى‌‏تواند به تو رشد بدهد.

این تو هستى که در هر موقعیتى مى‏‌توانى رشد کنى و یا خسارت ببینى.


گیرم تو در کنار رسول باشى و یا همراه فاطمه، این درست که اینجا زمینه بهتر است، ولى این هم هست که تکلیف بیشترى از تو مى‏‌خواهند.


در هر حال این زمینه‌‏ها مهم نیستند، وضعیتى که تو مى‌گیرى و اطاعتى که تو خواهى داشت، تو را بالا می‌برد و یا پایین مى‏‌آورد.


البته این حرف‌‏ها بر ما که با چیزهاى دیگر مأنوس بودیم، سنگینى مى‏ کند. ما دوست داریم با فلانى باشیم و در فلان جا زندگى کنیم و اسمش را هم مى‏‌گذاریم خدا و رشد، غافل از آنکه رشد ما در گرو همین اطاعت و تقوى، همین عبودیت است؛ یعنى اینکه در هر موقعیتى تکلیفمان را بیاوریم و اسیر موقعیت‌‏هاى خوب و یا بد نباشیم.


عین.صاد

فاطمه سین
۱۲ دی ۹۶ ، ۰۲:۲۰ ۱ نظر


استاد پناهیان :



دریافت



فاطمه سین
۰۷ دی ۹۶ ، ۰۲:۵۱ موافقین ۳ مخالفین ۱